يه بار يه ترکه داشته درد دل ميکرده ميگفته من نمي دونم چرا ما خرا با کلي زحمت اين سمندا رو ميسازيم هونوقت عکس اسب روش ميزنن
|
| ترکه میميره شب اول قبرش ۶۲ نفر ميان بالا سرش، ۲ نفرشون سوال ميپرسن، ۶۰ نفر حاليش ميکنن. |
جي - 5 چيست؟
آيا يك وسيله كامپيوتري است؟ يا چيزي شبيه به آن؟ يك كتاب است يا جزوه؟
جواب اين است كه در واقع هيچ كدام! جي - 5 جعبه بسيار سادهايست كه از پنج خانه تشكيل و...برای اطلاعات بیشتر روی تبلیغ بالای صفحه کلیک کنید!
گفتگو با بازيگري كه سالهاست در سينماي ايرانفعاليت ميكند و شايد سالي يكبار حاضر به انجاممصاحبه ميشود كار چندان سادهاي نيست.بازيگري كه در انتخابهايش سخت گير به نظرميرسد در پاسخگويي به سوالات ما هم،سختگيري ميكرد. مدتي پيش با(نيكي كريمي)بازيگر و كارگردان سينما، قرار مصاحبهايگذاشتيم كه ماحصل آن از نظرتان ميگذرد. او كهبا فيلم(عروسي) به شهرت و محبوبيت رسيدنزديك به هفده سال است به عنوان بازيگر و ايناواخر، كارگردان، در عرصه سينما حضور دارد وهمچنان محبوب و معتبر محسوب ميشود. كمتربازيگري مثل او پس از انقلاب، توانسته سالهايمتمادي همچنان به عنوان يك ستاره محبوب درهنر ايران فعاليت مداوم داشته باشد كه اين يكياز نكات قابل توجه در خصوص(كريمي) است. اودر اوج مشغلههاي كاري خود، در حاليكه ميگفتبه هيچ عنوان قصد انجام مصاحبه ندارد، فقط وفقط به خاطر پر مخاطب بودن خانواده سبزدعوت ما را پذيرفت و حاضر به گفتگو شد.گفتگويي كه سعي كرديم با ديگر مصاحبه هايشمتفاوت باشد. او شخصيتي دوست داشتني دارد وجداي سخت گيرهايش بسيار مهربان و خوشقلب ميباشد. گرچه بعضي از سوالات ما شايد اورا كمي عصباني ميكرد ولي با پاسخهاي مختصر، تاانتهاي مصاحبه، همراهيمان كرد كه با همميخوانيم:
- خانم كريمي در حال حاضر مشغول انجامچه كاري هستيد؟
كريمي: بازي در فيلم(شام عروسي) كه بهكارگرداني آقاي ابراهيم وحيد زاده كه با آقايامين حيايي و چند نفر ديگر همبازي هستم. 
- فيلمي كه ساختيد(يك شب) در چهمرحلهاي قرار دارد و بفرماييد در چه زماني و درچه جشنوارهاي به نمايش در خواهد آمد؟
كريمي: فيلم كه خيلي وقت است تمام شده،ارديبهشت ماه، همه مراحل فني فيلم را پشت سرگذاشتيم كه در جشنواره(كن) به نمايش درآمد.از پانزدهم مهرماه هم در چند جشنواره خارجيشركت خواهد كرد.
- چه زماني به اكران سينماي ايران درميآيد؟
كريمي: فكر ميكنم در اكران(آسمان باز) بعداز فيلمهاي(يك تكه نان) و(گيلانه) به نمايش درخواهد آمد. البته من به طور دقيق نميتوانمزمان اكرانش را در سينماهاي ايران اعلام كنم.

- قرار نيست فيلم ديگري را كارگرداني كنيد؟
كريمي: چرا، فيلم نامهاي جديد نوشتم كهاميدوارم بتوانم امسال آن را جلوي دوربينببريم.
- اسم اين فيلم جديدتان چيست؟
كريمي:(گريز) كه فعلا در حال بازنويسي قراردارد.
- بسيار عالي! خانم كريمي، شما به طور معمولدر نقش هايتان، يك كاراكتري داشتيد كهجستجوگر بوده، زني كه به دنبال چيزي ميگشت،
علت اين نوع انتخابهايتان چه بوده است؟
كريمي: علت خاصي به آن صورت نداشت،مثل اينكه آدم از يكسري نقشها خوشش ميآيد.بنابراين سعي ميكند كه انتخاب كند.
- يعني ميخواهيد بگوييد به نوعي اتفاقيبوده و نقش هايي را كه شما دوست داشتيدناخودآگاه نقاط مشترك بيشتري با هم داشتند؟
كريمي: نه، اتفاقي نبوده، خودم شخصاكاراكتراهايي را انتخاب ميكردم كه به دنبالچيزي باشند، در واقع هدف خاصي را دنبالكنند.
- روزي كه در سينما شروع به كار كرديد ووارد عرصه بازيگري شديد، بيشتر دنبال چه چيزيبوديد در واقع چه عامل و انگيزهاي شما را بهسمت بازيگري كشاند؟
كريمي: فكر ميكنم احتمالا جذابيت اينحرفه مرابه سوي بازيگري و سينما سوق داد.
- خوب عوامل زيادي باعث جذابيت اينحرفه ميشوند، مثل شهرت و محبوبيت، ارضاياحساسات درون فردي، ماديات و... كدام يك ازاين عوامل براي شما جذابيت داشت؟
كريمي: بخش يادگيري و همينطور تخيلقدرتمندي كه در اين حرفه وجود دارد و آدمميتواند جاي آدمهاي مختلفي قرار بگيرد و ازقالب واقعي و حقيقي خود، جدا شود. اما ازآنجاييكه سينما، به نظر من آموختنيهاي فراوانيدارد و شخصا به يادگيري در عرصههاي مختلفعلاقهمندم و هميشه عطش آموختن دارم، در سن19 سالگي فعاليتم را به عنوان بازيگري آغازكردم. 
- امروز به آن چيزي كه ميخواستيد،رسيدهايد؟ يعني آموختن بسيار؟!
كريمي: بله، تا ورود زيادي رسيدهام.
- اين اواخر خيلي كم كار به نظر ميرسيد،ماجرا چيست؟
كريمي: نه، كم كار نشدهام! من سال پيش يكفيلم امسال هم دارد يك فيلم هم ساختهام فكرنميكنم در سال گذشته، كسي به اندازه من كاركرده باشد!
- چقدر به طراحي لباس و گريمتان در بخشبازيگري اهميت و وسواس به خرج ميدهيد؟
كريمي: خيلي برايم مهم است. نميگذارم هراتفاقي در اين زمينه برايم بيفتد و خودم همقدرت اظهار نظر نداشته باشم. خيلي دقت ميكنمو آگاهانه رفتار ميكنم.
- در واقع در اين مقوله هم در كار طراح گريمو طراح لباس اظهار نظر ميكنيد!
كريمي: بله، بالاخره سينما، كار گروهي است،نميتواند يك طرفه پيش برود.
- تا به حال پيش آمده است كه پيشنهادي رانپذيريد و بعد، پشيمان شويد؟
كريمي: نه خوشبختانه!
- از بازي در فيلمي پشيمان شديد؟
كريمي: بله پيش آمده چند مورد بوده كه واقعاباعث كدورت خاطر و پشيمانيام شد، مثلا سناريورا خوانده بودم، عوامل حرفهاي بودند و همهچيز قرار بود خوب پيش برود ولي نتيجه كارچيزي ديگري از آب در آمد كه به ارزشهاي كاريمن و ديگران لطمه وارد كرد. اگر اجازه بدهيد دراين خصوص توضيح ديگري نميدهم.
- قطعا اگر بازيگر نميشديد ميتوانستيد يكمترجم قدرتمند شويد. چطور شد كه روي بخشترجمه متمركز نشديد؟
كريمي: خودم نخواستم متمركز شوم، در همينحد برايم رضايت بخش بود.
- از چه سني به سمت ترجمه رفتيد؟
كريمي: از دوران بچگي!
- عجب! امسال هم در نمايشگاه كتاب حضورداشتيد ؟
كريمي: بله!(به نزديكي) به چاپ دوم رسيد والان هم مشغول ترجمه(هايكوي) ژاپني هستم.
- خيليها معتقدند كه شما جزو معدودبازيگراني هستيد كه توانستيد بيش از يك دهه،يك ستاره ماندگار بمانيد و در عرصه سينما فعاليتمداوم داشته باشيد، رمز ماندگاري خودتان را درچه چيزي ميبينيد!
كريمي: نميدانم ماجرا اين است كه به نظر منهيچ آدمي نبايد فقط روي يك كار متمركز شود.هر آدمي بايد وجوه مختلف شخصيت خودش راكشف كند. به نظرم آدمها رنگهاي مختلفي دارندكهبايد روي هر كدام از اين رنگها كار كنند.
_ ولي خيلي از پيشكسوتان هنر معتقدند كههنرمند بايد روي يك شاخه از هنر متمركز شود تاموفق شوند!
كريمي: خير، من كاملا معتقدم كه همه هنرها بههم وابستهاند هنرمند بايد به همه علايقش درزمينههاي مختلف بپردازد و پيش برود.
- شما در ترجمه، بازيگري، كارگرداني وبخشهاي مختلف هنر فعاليت ميكنيد و موفقهستيد و مسئله جالب توجه و قابل بحث دراينجاست كه با اين گستردگي فعاليتهايتان،خوشبختانه هيچگاه شخصيت هنري تان موردسوال قرار نگرفته است!
كريمي: من اصلا به اين چيزها فكر نميكنم وبرايم مهم اين است كه بتوانم هر روز ياد بگيرم وبتوانم مفيد باشم. من براي خودم كار ميكنم وتوجهي به ديگر مسايل و حرف و حديث ها ندارم؟
- بزرگترين آموخته شما از هنر و مهمترينتاثير آن در زندگي شخصي تان چه بوده است؟
كريمي: من فكر ميكنم كه كسي كه كار هنريميكند هيچوقت زندگي عادي ندارد. بنابراينخيلي لذت بخش است كه هيچوقت، هيچ چيزيكهنه و تكراري نميشود. دائم داريم به اين قضايافكر ميكنيم كه كار بعدي چيست؟! يا اينكه وقتيسر صحنه فيلمبرداري هستيم دائم در حال يادگرفتن هستيم و هيچوقت دچار كسالت و بيهودگينميشويم. در دنياي ديگري زندگي ميكنيم وهمين هاست كه زندگي را لذت بخش ميكند.

- شما وقتي فيلمي بازي ميكنيد يا كاري را كهانجام ميدهيد، نظر مردم چقدر برايتان مهم و درچه درجهاي از اولويت قرار دارد؟
كريمي: قطعا برايم مهم است كه مردم چهفكري ميكنند و به نظرشان اهميت ميدهم واحترام ميگذارم!
- بزرگترين انتقادي كه از شما ميشودچيست؟
كريمي: نميدانم ولي خيليها ميگويند كهزود عصباني ميشوم يا اينكه خيلي سختميتوانم با كسي در نزديك ارتباط برقرار كنم وصميمي شوم، اما آدم وفادار و با ارادهاي هستم وسعي ميكنم كارهايم را به نحو احسن انجام بدهم
- كودكي تان چطور گذشت؟
كريمي: من معمولا به اينگونه سوالات پاسخنميدهم!
- به آن توفيقي كه فكرش را ميكرديد،رسيديد؟
كريمي: فكر ميكنم هر كسي اگر در راه آگاهيحركت كند به موفقيتهاي بزرگ ميرسد.
- بازيگري چه كمكي در كارگرداني به شماميكند؟
كريمي: كمكهاي زيادي ميكند هر كس كهتجربهاي در سينما داشته باشد و بخواهد در زمينهديگري از سينما تجربه جديدي پيدا كند، تجاربقبلي بسيار ميتواند كار آمد و مفيد و موثر باشد!
- تا چه زماني ميخواهيد به بازيگري ادامهدهيد؟
كريمي: نميدانم، فعلا كه هر دو كار را(بازيگري - كارگرداني) انجام ميدهم و مسئلهاي
در ميان نيست كه بخواهيم با سينما خداحافظيكنم!
- اما خيليها ميگويند عمر بازيگري نيكيكريمي به انتهاي خود نزديك است؟ خودتانچطور فكر ميكنيد؟
كريمي: اهميتي به اينگونه اظهار نظرهاينميدهم. اگر كسي توانست هم سطح و هم شانمن حركت كند و چنين نظري بدهد، آنهم به دوراز غرض ورزي قطعا جاي تامل دارد، من برايخودم كار ميكنم و فقط به نظر بزرگان سينمااحترام ميگذارم.
- در نقش هايتان، نقش مادر را هم ايفاكردهايد، واقعا فكر ميكنيد در زندگي شخصيتان ميتوانيد، مادر خوب و كاملي باشيد؟
كريمي: بله! مطمئنم.
- خيليها دوست دارند بدانند بالاخره چهزماني ازدواج خواهيد كرد؟
كريمي: اين سوالات، خصوصي است و به دوراز نزاكت است كه مطرح شود!
- اگر نظر شما اينطور است، بسيار خوب،پاسخي نفرماييد. فيلمهاي اخيرتان چندانپرفروش نبوده مثل(باج خور) و(نوك برج)!
كريمي: بله، چند روزي است كه اكران شدهطبق مشاهدات بنده و تعدادي ديگر از مطلعين،چندان مورد استقبال قرار نگرفته است، چون اگرفيلمي بخواهد بفروشد از همان روزهاي اول ايناتفاق برايش ميافتد، خصوصا اينكه فيلم از حضوربازيگراني معتبر و صاحب نام بهره برده باشد اينهادليل نميشود كه(نوك برج)(فيلم خوبينبوده) هنوز خيليها نميدانند نوك برج اكرانشده است.
- قصدم جسارت نيست اما چرا فيلمهايديگري كه همزمان با(نوك برج) به اكراندرآمدند مورد توجه قرار گرفتند و مردم متوجهاكران آنها شدند؟
كريمي: من كاملا با شما مخالفم! بگذاريم زمانبگذرد تا خلاف فرمايشات شما ثابت شود!
- اما اين قضيه در مورد(باج خور) هم صدقميكند باج خور كه اكران شد مربوط به سالگذشته ميشود، آنهم نفروخت در اين موردصحبت كنيد تا به نتيجه برسيم.
خانم كريمي هيچ پاسخي نميدهد فقطميگويد:
معذرت ميخواهم ولي فكر ميكنم همين جابايد به مصاحبه خاتمه دهيم. خدانگهدار









![]() |
برای دانلود کردن کلیک راست کرده،گزینه Save target as را کلیک کنید.نظر یادتون نره!
بالاخره بنا به تقاضاهای زيادی که شده بود MP3 دو آهنگ پاپ کرن و محال رو با کيفيت خوب می توانيد از لينک های زير دانلود کنيد :
| - 20 128Kps |
| 02 - Oon Ba Man128Kps |
| 03 - Fadayeh Saret 128Kps |
| 04 - Mano Bebakhsh (Recite) 128Kps |
| 05 - Mano Bebakhsh 128Kps |
|
06 - Ageh Eshgheh Man To Nisti 128Kps |
| 07 - Ooni Keh Mikhaastam 128Kps |
| 08 - Man Toro Mikham 128Kps |
| 09 - Ba Tashakor (Recite) 128Kps |
| 10 - Ba Tashakor128Kps |
1. Soldier Side - Intro
2. B.Y.O.B.
3. Revenga
4. Cigaro
5. Radio/Video
6. This Cocaine Makes Me Feel Like I'm On This Song
7. Violent Pornography
8. Question!
9. Sad Statue
10. Old School Hollywood
11. Lost In Hollywood
۳۰ مرداد ۱۳۸۴
اسم ما هرچه که باشد تا ابد با ماست. خيلی ازما، سليقه پدرومادرانمان را در انتخاب اسمی که داريم میپسنديم، بعضا هم نمیپسنديم. اما ، سال هاست که فقط از صاحب اسم، پیش از پدران و مادرانف کسان دیگری باید از اسم ما راضی باشند. متولیان ثبت و احوال. کارمند ثبت و احوال.
طبق قانون ثبت احوال، براساس ماده ۲۰ ، انتخاب نام با اعلام کننده است. اما دست اعلام کننده نام که معمولا پدر نوزاد تازه متولد است برای اينکار زياد باز نيست. در ايران سازمان ثبت احوال مجموعه ای از اسامی را در اختيار مردم می گذارد. آنان می توانند از ميان اين نامها اسم انتخاب کنند. چنانچه بخواهند خارج از اين دايره نامی را برگزينند، بايد با سليقه مامور ثبت احوال کنار بيايند که هميشه کار راحتی نيست و مثل همه کارهای سليقهای ديگر بسيار دردسر ساز است.
طبق اين قانون ، پدر، جد پدری يا مادر درصورتيکه ازدواج او قانونی باشد می توانند با دردست داشتن شناسنامه پدرومادر، گواهی تولد و فيش هزارتومانی دروجه ثبت احوال، برای ثبت نام نوزاد مراجعه کنند. براساس همين قانون، انتخاب عناوين و القاب و نامهای زننده و مستهجن يا نامتناسب با جنسيت ممنوع است. تشخيص متناسب و غير مستهجن بودن نامها نيز برعهده مامواران ثبت احوال است.
در ايران طبق يک پژوهش در بيش از ۳۰ سال اخير نامهای فاطمه ومحمد بيشترين نامهای برگزيده از سوی پدران ومادران برای فرزندانشان بوده است. درميان پسران، علی ومهدی و در ميان نامهای دخترانه، زهرا ومريم بسيار پرطرفدارند.
با وجود گرايش مردم به نامهای فارسی که طی سالهای اخيربيش از پيش استفاده میشوند باز هم هميشه نامهای اسلامی، بويژه اسامی امامان شيعه در صدر فهرست نامها قرار دارد.
در سال جاری نيز بنا به گفته معاون حقوقی و سجلی سازمان ثبت احوال کشور نامهای "محمد" و "فاطمه" همانند سال گذشته در راس نام های برگزيده خانواده ها جای گرفته است. سعيد عبودی می گوید: پس از نام "محمد " اسم های علی، حسين، مهدی، رضا ، ابوالفضل و امير حسين بيشترين فراوانی را در ميان متولدين پسر داشته اند.
معاون حقوقی سجلی سازمان ثبت احوال کشور همچنين خاطرنشان می کند : زهرا، مريم، مبينا، زينب، معصومه ، ريحانه، محدثه، نرگس و مهديه نيز پس از اسم " فاطمه " بيشترين فراوانی را در نام های اناث متولد شده طی اين مدت دارا بوده است .
اسامی ممنوع
سايت رسمی سازمان ثبت احوال اطلاعی در اين باره نمی دهد و بخش مربوطه هنوز ساخته نشده است. در بخش نامهای مجاز، تصويری در حال بستن پيچ ومهره است. تنها اطلاعات ثبت شده در اينترنت درباره نامهای ايرانی در سفارت خانه های مختلف و از جمله در سفارت جمهوری اسلامی در فنلاند قابل دسترسی است. البته اسامی ممنوعه پس از سروصدايی که روی اينترنت درباره آنها ايجاد شد از اين سايت حذف شدند.
اسامی ممنوع بنا نبود، اعلام شوند. هيچ مرجع رسمی پيش از اين نامهای ممنوع را اعلام نکرده بود. اين نامها، بيشتر نامهای ترکيبی و مجموعه از نامهای فارسی هستند. برخی تنها به اين علت ممنوعند که از سوی فرقه های خاص استفاده می شوند، برخی ديگر نيز به دليل اينکه میتوانند يادآور خاطره ای خاص باشند، ممنوع شده اند. اسامی با پسوند يا پيشوند شاه وشه ممنوع هستند. شاهرخ، شهرام، شهپر، شهنازوجهانشاه ممنوعند. نام " نيما يوشيج" ممنوع است. اسم "حسين مهدی"،" رضا جان"،" محمد عباس"، " علی کاظم" و " محمد عميد" نیزممنوع هستند. برخی اسامی نظیر مانی، آتنا،دامون و از این دست که حتی در سالهای اخیر هم زیاد شنیده میشوند در مجموعه نامهای ممنوع قرار دارند.
تغييرنام
تغيير اسم کوچک برخلاف اغلب کشورها در ايران کار ساده ای نيست. نام خانوادگی را می توان تغييرداد اما برای تغييراسم، شرايط بسيار سخت است. تنها برخی از افراد با اسامی که جزو اسامی ممنوع، يا مستهجن محسوب میشوند، با رای شورای حل اختلاف سازمان ثبت احوال و بعضا تنها با رای دادگاه می توانند اين نامها را عوض کنند.
تغيير نام براساس قانون ثبت احوال تنها در موارد خاص قابل انجام است. اسامی که موجب هتک حرمت مقدسات شوند. مثلا اسامی ای که در آنها"عبد، پيشوند نامی غير از اسامی خدا قرار میگيرد. نظير عبدالعلی وعبدالحسين میتوانند آنرا عوض کنند. اسامی مرکبی که يک نام محسوب نمیشوند مثل سعيد بهزاد يا شهره فاطمه. اسامی که عناوين يا القاب به آنها وصل است صاحب نام میتواند، القاب وعناوين راحذف کند. اسامی نظير گرگ، لات، خونريز، کنيز، گدا، قلی و قوچ و اسامی ايام هفته ، قابل حذف وتعويض اند.
براساس قانون ثبت احوال افراد ميتوانند اسامی غربی خود را نيز تغيير دهند، چنانچه اسم اعضای يک خانواده مشابه باشد يکی از آنها می تواند نام خود را عوض کند. همچنين اشتباهات املايی درنام را میتوان تغيير داد. اگر کسی تغيير جنسيت داده باشد براساس حکم دادگاه میتواند نام تازه متناسب با جنسيت تازه برگزيند.
در مورد افراد بالای زير ۱۸ سال حکم رشد يا حضور ولی برای تغيير نام ضروری است. افراد تقاضای خود را به ثبت احوال به يکی از شعب ثبت احوال تحويل میدهندو سپس منتظر رای شورای حل اختلاف می مانند. چنانچه اين شورا به نفع آنان رای داده باشد، بلافاصله برای آنها شناسنامه با نام تازه صادرمیشود.
برای بسياری از کسانی که علاقه ای به نام انتخابی، پدرومادرشان ندارند، چنانچه اين نام درمحدوده اسامی غیر مجاز ثبت احوال نباشد، بايد با نام خود بسازند.
راهکارهای غير رسمی
با توجه به نبود يک رويه مشخص درباره نامهای ممنوع، بسياری از نامهايی که در يک شعبه ثبت احوال، ممنوع محسوب میشوند را میتوان در شعبه ديگری بی دردسر ثبت کرد.
به غير از نمونه ای از اسامی ممنوعه که در سايت سفارت ايران در فنلاند برای مدتی منتشرو دوباره ناپديد شد، معمولا هيچ منبعی برای تشخيص اين موضوع برای مردم وجود نداشت . چند سال پيش روزنامه نگاری که علاقهمند بود نام ساغر را برای دختر خود انتخاب کند،زير بار توصيه ماموران ثبت احوال نرفت که نامهای ديگری را به اوپيشنهاد میدادند. علی رغم شکايت هم نتوانست کار خود را پيش ببرد. بچه تا چند ماه بی نام باقی ماند تا دوست ديگری به همراه پدر بچه به شعبه ديگری رفت و بی دردسر نام ساغر را روی دختربچه گذاشتند.
برخی از نامهای ترکيبی، حتی نامهای اسلامی در برخی از شعب ثبت با مشکل مواجه میشوند. علی رغم گزارشهايی که در اين باره میرسد، معاون سازمان ثبت احوال دراين باره تصريح می کند: برخلاف اظهاراتی که از ممنوع شدن انتخاب اسامی ترکيبی فرزندان شنيده می شود تاکيد می کنم هيچ ممنوعيتی در اين خصوص وجود ندارد.
وی می افزاید: والدين می توانند برای انتخاب نام های فرزندان خود از اسامی ترکيبی همانند عليرضا، محمد رضا، امير حسين، امير علی و غيره همچنين برای اناث نيز از اسامی نازنين زهرا، فاطمه زهرا و همچنين ساير نام های ترکيبی استفاده کنند و مانند گذشته ممنوعيتی وجود ندارد.
معاون حقوقی سجلی سازمان ثبت احوال کشور خاطر نشان کرد: تنها محدوديتی که برای انتخاب اسامی نوزادان مد نظرقرار می گيرد انتخاب اسامی مغاير با فرهنگ و ارزش های اسلامی و ايرانی است که ماموران سازمان ثبت احوال در صورت مشاهده اين موارد از ثبت نام فرزندان جلوگيری می کنند.
فهرست نامهای ممنوع:



برخوردهاي مبتني بر شناخت و احترام:......
يا به عبارتي رفتار بچه مثبت وارانه!! در اينگونه برخوردها طرفين كمي تا قسمتي عاقلند، فهم دارند، شعور دارند خلاصه اینکه یه چیزایی حالیشونه. از پدر و مادرشان اصول محرم و نامحرم را ياد گرفته اند. مثل آدم زندگي شان را مي كنند. سلام عليكشان را دارند، سر وقت هم پدر و مادرشان برايشان آستين بالا مي زنند كه تا دم در نياوده اند سر و سامان بگيرند! و در كل آدمهاي خوشحالي هستند
برخورد های مبتنی بر شرم ( آخر خجالتی)........
آدم هاي دختر و پسر نديده فول فابريك، بعضا دچار اين نوع برخورد مي شوند. سرخ و سفيد مي شوند و عرق ميريزند. ضربان قلبشان بالا ميرود و احتمالا شاهد بعضي علائم فيزيولوژيكي... (گلاب به روتون، دیگه بقيه اش را نمي گم) مي شوند. لازم به ذکر است اینگونه افراد در حین دیدن جنس مخالف کپ کرده و حرکات تابلو واری از خود در میاورند.
برخوردهای بچه پر رو گرایانه
در این نوع بر خورد فرد آخر بچه پر رو میباشد و به زور میخواهد به جنس مخالف خود بفهماند که دوستش دارد و هر روز سر راه طرف قرار میگیرد و به محض اینکه طرف از مقابل او میخواهد رد شود به او چشمک میزند و وقتی هم از مقابل هم رد شدند به سرعت میدود تا از کوچه پشتی مجددا سر راه او قرار گیرد تا یه چشمک دیگر به او بزند . در خاتمه به دلیل بی جنبه بودن (همون پر رو بودن) با فحاشی طرف مقابل مواجه میشود.خواهشمند است از این نوع برخورد به شدت پرهیز کنید چون دیگه جواب نمیده
برخوردهای روشنفکرانه .....
در این نوع برخورد افراد مثل خر میفهمند (مثال بهتری پیدا نکردم) ودر برخورد با جنس مخالف حرفهای بی ربط و بی سرو ته میزنند و در پاره ای از موارد دیده شده که اشعاری هم خوانده شده خلاصه اینکه به طرف مقابل میخواهد بفهماند که هیچ احساس خاصی نسبت به اوندارد ولی به گور فادرشان(فادر یک لغت انگلیسی است .افراد زیر دیپلم به دیکشنری مراجعه فرمایند ) خندیدند چون خدا میدونه چی تو دلشون میگذره . بهر حال این جماعت سعی میکنند که به هر نحو ممکنه با عادی جلوه دادن رفتار خود ، به جنس مخاف هر روز بیشتر از دیروز نزدیک شده و روابط حسنه ای را با او برقرار سازند . لازم به ذکر است که این نوع برخورد به صورت زیادی رواج پیدا کرده و جواب لازم را داده است .
آخرین آلبوم رضا صادقی به نام کما رو براتون میزارم! وقتی نمی بینم تورو کما گولم نزن دل سنگی دلم راضی نمیشه چیزی نگو چشم تو بازم من بازم تو
دفعه ي اول كه زنگ زد خونمون و بدون حرف زدن شروع كرد به تار زدن گفتم مثه همه ي مزاحم هاي تلفني زود از سرش ميفته.ولي نيفتاد.دو ماه تموم هر روز سر ساعت چهار عصر دقيقن وقتي خونه تنها بودم زنگ مي زد و بدون اينكه چيزي بگه فقط شروع مي كرد به تار زدن.ديگه بهش عادت كرده بودم.يه جورايي بدم هم نميومد.هم از تنهايي در ميومدم و هم بالاخره منم نوبت عاشقيم بود ديگه.گفتم حتمن بايد پسر خوشگل و باحالي باشه.يه جورايي عجيب.اهل مطالعه.موسيقيدان.خلاصه كليه شرايط عشق رو داره.منم حرفي نميزدم و فقط به آهنگش گوش مي دادم.خيلي زيبا تار مي زد.يه روز بهش گفتم اينطوري كه نميشه، همديگرو ببينيم؟!.زبونش برا اولين بار باز شد و قبول كرد.قرار گذاشتيم فرداش،پارك ساعي،ساعت چهار،سر صندلي هميشه خالي پشت مسجد.من زود تر رفته بودم و هي به اين ساعت مچي لامصبم نگاه مي كردم.يه هو مثه اينكه سركه تو دلم بجوشه احساس اضطراب كردم.يه پسري داشت بهم نزديك مي شد.درست همون طوري كه فكر مي كردم. موهاي ژل زده، خوش تيپ به تمام معنا.تي شرت كلوين كلين . كتوني هاي خوشگل ، ماركش رو نتونستم بخونم.
گفت:"ببخشيد خانم مي تونم كنارتون بشينم؟".
مثه پشت تلفن ساكت و بي حرف بود.من شروع كردم به حرف زدن در مورد هوا و پارك و اينكه شنيده كه جديدن سالن هاي فشن تهروون غوغا كردن؟ زياد حرف نمي زد.
گفتم:"درست همونطوري هستي كه فكرش رو مي كردم، راستي هديه ات رو نياوردي؟همونيكه قولش رو پشت تلفن داده بودي؟!.يه تابلو. درسته؟"
گفت:"بزرگ بود نتونستم بيارمش ولي خونمون همين نزديكي هاست نمياي بهت نشون بدم".
گفتم:"ولي من برات آوردم.يه عينك دودي!خوشت مياد؟!".
وقتي داشتم كادوش رو باز مي كردم ، بيست متريمون يه پسر جوون كور عصا به دست و با يه تابلو بغلش داشت به صندلي نزديك مي شد.دوزاريم افتاد.سرم رو اينطرف كردم كه درگوشي بگم پاشو بريم يه قدمي بزنيم كه ديدم پسر نيست.آه فقط يك رويا بود.پسر كور داشت بهم نزديك مي شد.
پرسيد:"ببخشيد اينجا خانم جووني نشسته؟"
كه جوابش رو ندادم.با صداي بلند تر پرسيد و باز هم جوابش رو ندادم. تابلوش رو كنار صندلي انداخت و رفت.سرم رو پائين انداختم و تو تابلو يك منظره ي ساده ديدم.منظره اي كه آسمونش سبز رنگ شده بود.
نویسنده:سعید کمالی دهقان
اگه winamp میخوای پس منتظر چی هستی؟clickکن!فایل های صوتی تصویریتونو به بهترین نحو اجرا میکنه!امکانات بیشتری نسبت به madia player داره...lite 1.02 MB full 6.0 MB bundle 14.5 MB
سلام ...امروز میخوام این مرورگر توپو به شما معرفی کنم.خیلی بهتر و سریعتر از اینترنت اکسپلور هست.میتونید امتحان کنید!http://download.mozilla.org/?product=firefox-1.0.6&os=win&lang=en-US